X
تبلیغات
رایتل

دوشنبه 29 خرداد 1391 ساعت 08:00 ب.ظ

از دست خودم عصبانیم که خودمو به این روز سیاه نشوندم. از این که خودمو به این حقارت دچار کردم. بابا هزار تا سرنوشت مشابه خودم هم شنیدم مثل ارغوان حداقل یارو بعد از تموم شدن رابطه گوشش آویزوونه. نه مثل این بی شرف که هروقت می بینمش انگار فتح کرده سرشو بالا می گیره و انگار من پشه مزاحمم حتی نگاهمم نمی کنه. دو هفته پیش به مناسبت روز مراسم کوچیکی داشتیم. کیک و شیرینی و چند تا هدیه برای آقایون همکار. چنان از دخترکش تعریف می کرد انگار نه انگار این از همون زنیه که ایشون تا ابد خودشو ملامت می کرد چرا اینو کرده مادر پسرش! چنان به همه خوش و بش می کرد. نمی گم انتظار داشتم منو تحویل بگیره. منم حتی به اون گوشه ای که اون بود چشم نمی انداختم ولی دلم میخواست حداقل حالا که همه چی تموم شده اون یک کم شرمنده باشه. با این که ازش متنفرم اما دلم میخواد اون دلتنگم باشه. به خدا خودمم نمی دونم چمه و چی میخوام...اصلا. برای همین سردرگمی فکری و احساسی که خودمو دچارش کردم خودمو نمی بخشم.


از روانپزشک بگم که رفتم همونی که مشاور گفته بود. با این که اول جلسه هنوز حرف نزده اشکام سرازیر شدند پایین انتظار داشتم زودی خودکار به دست بشه و دارو بده. ولی بعد از این که همه حرفامو گوش داد گفت خیلی طبیعیه که هنوز سوگوار اون رابطه باشم. ضربه بدی خوردم. باید خودمو پیدا کنم. آیندمو بسازم و این که دارو کمکم نمی کنه مگر این که خیلی از این جریان بگذره و هنوز نتونسته باشم از اندوه این قضیه دربیام.


خودمم می دونستم هیچ دارویی تو دنیا نیست تا اونو از ذهنم پاک کنه. و اما پیدا کردن خودم.....راه حل زیاد دارم برای خودم. اما نمی دونم چرا توان شروع در من نیست. انگار دست و پاهام بسته شده . هزار کار نکرده دارم یکیش آپدیت کردن همین وبلاگ، و نظر دادن برای بقیه دوستام اما انجامشون نمی دم. نمی دونم چمه. فقط حرف این دکتره تو گوشم زنگ می زنه "تا خودمو پیدا کنم" آره باید خودمو پیدا کنم اما من گم شدم. عشقت مثل گرداب 3 سال منو تو خودش چرخوند و من دیگه گم شدم. هیچ کشتی از گرداب سالم نمیاد بیرون..یعنی من می تونم؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo